به گزارش خبرنگار شانا، جنگطلبی و سیاستهای ددمنشانه ترامپ و نتانیاهو، افزون بر قربانیشدن غیرنظامیان و کودکان، سبب بروز التهاب و چالشهای جدی در بازارها و اقتصاد جهانی شده است.
هرچند با گذشت پنج روز از تجاوز به کشور و آغاز دور تازه درگیریها، قیمت نفت تا ۸۵ دلار در ازای هر بشکه رشد داشته است، اما برخی بر این عقیده هستند که با توجه به دامنه درگیریها و عزم ایران مبنی بر مسدودسازی تنگه هرمز در یک بازه بلندمدت میتواند چالشهای جدیتر برای بازار نفت و انرژی به همراه داشته باشد.
در این میان تحلیلگران درباره انگیزهها و پیامدهای نفتی حمله به ایران، نظرات گوناگونی ارائه میدهند. حجتالله غنیمیفرد، رئیس پیشین دپارتمان مطالعات نفت اوپک در گفتوگو با شانا درباره این پیامدها میگوید.
ارزیابی شما از وضع کنونی بازار نفت در پی تشدید تنشها میان ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا چیست و آیا این تحولات بازار را وارد مرحله ریسک ژئوپلیتیک پایدار کرده است؟
خطر سیاسی ـ سرزمینی مربوط به کشورهای خلیج فارس و مجموعه منطقه خلیج فارس، موضوعی تازه و محدود به امسال و پارسال نیست، بلکه دستکم طی حدود ۵۰ سال گذشته با آن روبهرو بودهایم و آن را تجربه کردهایم. اما پرسش اصلی این است که آیا تداوم این شرایط بهمعنای آن خواهد بود که در پی خطرهای جدید، قیمت نفت بالا بماند؟ و اگر افزایش یابد، این رشد تا چه مقدار و برای چه مدت ادامه خواهد داشت؟
در پاسخ باید بگویم که بله، اکنون در تحولات بازار در مرحلهای از خطر سیاسی ـ سرزمینی قرار داریم، اما اینکه پایداری این وضع بهطور حتم به افزایش قیمت نفت منجر شود، به رفتار طرفهایی بستگی دارد که ایران را تهدید کردهاند؛ چه آنهایی که بهصورت مستقیم وارد حملههای نظامی علیه ایران شدهاند و چه کشورهایی که بهعنوان نایبان آنها، امکانات و تأسیسات نظامی در سرزمینهای خود در اختیارشان قرار دادهاند.
به بیان سادهتر، تعیین مدتزمان این خطر و پیامدهای آن تنها به ایران بازنمیگردد، بلکه به رفتار طرفهای مقابل نیز وابسته است.
در صورت تهدید یا ایجاد محدودیت در تنگه هرمز، چه مقدار از عرضه جهانی نفت در معرض اختلال قرار میگیرد و سناریوی قیمتی محتمل چیست؟
در صورت بسته شدن طولانیمدت تنگه هرمز، بهطور قطع عبور نفت، گاز طبیعی مایع شده (الانجی) و فرآوردههای نفتی از این منطقه به خارج از تنگه هرمز نهتنها با مشکل، بلکه با توقف روبهرو خواهد شد. این توقف درمجموع بر روند قیمتی بازار اثرگذار خواهد بود.
درباره نفت خام هم روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام از این منطقه و از طریق تنگه هرمز به کشورهای مختلف، چه در آسیا و چه دیگر مناطق ازجمله اروپا، آمریکا و دیگر کشورها صادر میشود. در نتیجه روندی که در طول مدت این دشمنیها ادامه مییابد و چنانچه ایران در واکنش به آن تنگه هرمز را مسدود کند، بهطور طبیعی سبب میشود نفت، فرآوردههای نفتی و الانجی از این منطقه به بیرون منتقل نشود. این تحولات از منظر قیمتی آثار افزایشی در پی خواهد داشت.
اگرچه طی دو روز نخست قیمت نفت افزایش یافت، پس از آن برای مدتی کاهش یافت، هرچند هنوز به سطح پیش از این حملهها بازنگشته است. به همین دلیل این روند میتواند افزایش باشد، اما مقدار آن بستگی مستقیم به مدتزمان بسته بودن تنگه خواهد داشت.
در اصل در صورت تداوم انسداد این گذرگاه، کشورهایی که وابستگی بیشتری به نفت و فرآوردههای عبوری از این منطقه دارند، با دشواری بیشتری در تأمین انرژی روبهرو خواهند شد و آثار اقتصادی مخربتری را متحمل میشوند.
آیا اعضای اوپک و ائتلاف اوپکپلاس ظرفیت مازاد و اراده سیاسی کافی برای مدیریت شوک احتمالی بازار را دارند؟
نکته اصلی این است که بخش عمده صادرات کشورهای عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، همچنین اعضای ائتلاف اوپک و متحدانش (اوپکپلاس) از طریق تنگه هرمز انجام میشود.
اگر به روسیه بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت خارج از مجموعه اوپک نگاه کنیم، میبینیم که بهدلیل تحریمهای غرب و حتی مشارکت برخی کشورهای بزرگ آسیایی و استرالیا در این تحریمها، امکان صادرات این کشور نیز با محدودیتهایی مواجه شده است. در نتیجه کشورهای کوچکتر عضو اوپکپلاس امکانات چندانی برای افزایش قابلتوجه تولید خود ندارند.
در خصوص کشورهای عضو اوپک نیز بخش عمده صادرات آنها از مسیر تنگه هرمز انجام میشود، به جز ظرفیتهای محدودی که برای نمونه عربستان از طریق دریای سرخ و خط لوله انتقال نفت خود در اختیار دارد، بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت که افزایش تولید مورد نظر اوپک یا ائتلاف اوپکپلاس قادر خواهد بود شوک احتمالی بازار را کنترل کند.
به یاد داشته باشیم در نشست روز یکشنبه (۱۰ اسفند) هشت عضو اوپکپلاس، مقرر شد لغو کاهش عرضه داوطلبانه از ماه آوریل، مطابق برنامه پیشین به عرضه اضافه شود. با این حال واقعیت این است که بخش عمده لغو کاهش عرضه داوطلبانه از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس خواهد بود و در صورت بسته شدن تنگه هرمز، این کشورها با وجود تصمیمهای اوپک یا ائتلاف اوپکپلاس امکان رساندن این مقدار عرضه به بازار جهانی را نخواهند داشت.
بنابراین مسئله تنها به تصمیم اعضای اوپک یا اوپکپلاس محدود نمیشود، بلکه به واکنش ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در توقف حملههای مرگبارشان علیه ایران و زیرساختهای آن هم وابسته است.
واکنش بازیگران بزرگ مصرفکننده مانند چین و هند، همچنین سیاستگذاران غربی به جهش احتمالی قیمت نفت چه خواهد بود و این موضوع چه اثری بر تورم جهانی میگذارد؟
یکی از دلایل ناگفته اما مورد تأیید بسیاری از کارشناسان سیاسی و اقتصادی این است که ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی آن بودهاند که ضربههایی به اقتصاد رو به رشد چین وارد کنند. در این چارچوب به تعبیر خودشان تلاش کردهاند با یک تیر چند نشان بزنند: نخست، خارج کردن ایران و ظرفیتهای در دسترس آن از معادلات و دوم، ایجاد اختلال در تأمین نفت مورد نیاز چین از مسیر تنگه هرمز و در نتیجه، افزایش قیمت نفت و فشار بر رشد اقتصادی این کشور.
به نظر میرسد چین از نظر کمبود فیزیکی نفت با مشکل جدی روبهرو نخواهد شد، اما افزایش قیمت نفت میتواند خساراتی برای اقتصاد آن کشور به همراه داشته باشد و بر روند رشد اقتصادیاش تأثیر بگذارد، البته همانطور که گفتم این موضوع بستگی به آن دارد که آمریکا و رژیم صهیونیستی تا چه زمانی به حملههای خود علیه ایران ادامه دهند.
درباره هند باید اشاره کرد که سفر اخیر نخستوزیر این کشور به سرزمینهای اشغالی و نحوه استقبال متقابل مقامهای دو طرف، نشاندهنده روابط نزدیک آنهاست. به نظر میرسد هند ترجیح میدهد در صورت امکان، نفت مورد نیاز خود را از منابعی غیر از خلیج فارس نیز تأمین کند و مسیرهای جایگزین را فعال نگه دارد. از این رو احتمالاً این کشور از پیش برای چنین اوضاعی برنامهریزی کرده است و تلاش میکند با تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی، آسیبپذیری خود را کاهش دهد.
بر همین اساس به نظر میرسد در صورت تداوم حملهها و افزایش شدید قیمت نفت، خطرات اقتصادی برای هند کمتر از چین باشد، زیرا هند به احتمال زیاد با اتکا به تنوع مبادی تأمین و تنظیم روابط منطقهای خود، میتواند فشار کمتری نسبت به چین متحمل شود.
در اوضاع کنونی، مصرفکنندگان بزرگ نفت و گاز چه راهبردهایی برای مقابله با شوکهای احتمالی قیمت در پیش گرفتهاند؟
یک نکته اساسی را نباید فراموش کرد؛ هر زمان که قیمت نفت بهطور غیرعادی افزایش یافته و برای مدتی قابلتوجه در سطوح بالا باقی مانده، در نقاطی از جهان شرکتهای بزرگ نفتی بهدنبال توسعه میدانهای جدید نفت و گاز رفتهاند؛ میدانهایی که اکتشاف و تولید آنها با قیمتهای پایینتر اقتصادی نبوده است. در چنین شرایطی، تداوم قیمتهای بالا در عمل به پشتوانهای برای توجیه سرمایهگذاریهای جدید تبدیل میشود.
برای نمونه، افزایش تولید در کشورهایی مانند آرژانتین، که حتی در ماه ژانویه نیز رشد قابلتوجهی را تجربه کرده، یا برنامههایی که برای برخی دیگر از کشورها در نظر گرفته شده، ازجمله ونزوئلا با وجود منابع عظیم هیدروکربوریاش نشان میدهد که ظرفیتهای بالقوهای برای افزایش عرضه در صورت پایداری قیمتهای بالا وجود دارد.
در نتیجه شرکتهای بزرگ نفت و گاز جهان بدون آنکه بهطور مستقیم در منازعات نظامی دخالت داشته باشند، طی دستکم ۵ دهه گذشته با بهرهگیری از سازوکارهای مختلف اقتصادی و بازار، به سوی تأمین منافع خود حرکت کردهاند. برای آنها چندان اهمیتی نداشته که افزایش قیمت نفت چه پیامدهایی برای اقتصاد کشورهای مصرفکننده به همراه دارد.
با این حال باید توجه داشت که قیمتهای کنونی هنوز در آن سطحی نیست که بتوان فوری نتیجه گرفت موجی گسترده از تولیدات بسیار پرهزینه و خاص در جهان آغاز خواهد شد. در گذشته ما با قیمتهای ۱۳۰ تا ۱۴۰ دلار برای بشکه هم روبهرو بودهایم؛ مقطعی که بعدها مشخص شد توسعه نفت شیل بهویژه در ایالات متحده آمریکا به قیمتهای بالا نیاز داشت. پس از آنکه تولیدکنندگان شیل توانستند تولید خود را تثبیت و هزینهها را مدیریت کنند، روند قیمتها کاهشی شد. این تجربه نشان داد شرکتهای بزرگ از دورههای افزایش قیمت بهرهمند میشوند و پس از تثبیت سرمایهگذاریها، بازار وارد مرحله تعدیل میشود.
تفاوت وضع کنونی با دورههای پیشین در این است که بسیاری از کشورهای مصرفکننده نفت و گاز به سمت انرژیهای پاک حرکت کردهاند؛ از انرژی بادی و خورشیدی گرفته تا سایر فناوریهای نوین کاهشدهنده وابستگی به سوختهای فسیلی. این روند، وابستگی آنها به نفت و حتی گاز را نسبت به گذشته کاهش داده است.
آیا این بدان معناست که افزایش قیمت نفت رخ نخواهد داد؟ لزوماً خیر، اما اگر قیمتها به سطوح بسیار بالا برسد، این موضوع تنها ناشی از بسته شدن تنگه هرمز نخواهد بود، بلکه میتواند با انگیزههای سرمایهگذاری در پروژههای جدید نفت و گاز در نقاط مختلف جهان نیز مرتبط باشد؛ پروژههایی که تنها در قیمتهای بالاتر توجیه اقتصادی پیدا میکنند.
سخن پایانی
در پایان لازم میدانم تسلیت خود را به مناسبت از دست دادن رهبری فرزانه به همه آزادگان جهان و مردم عزیز ایران اعلام میکنم. اگرچه برای ایشان مقام والای شهادت مایه افتخار است، اما برای دوستدارانشان ضایعهای بزرگ به شمار میآید. امید است این اندوه، با آرامش دلهای داغدار همراه شود و مسیر استقلال و آزادی برای همه مردم آزاده جهان هموارتر شود.
نظرات:



